زندگی در اهرینه

 

دنگ..،دنگ..
ساعت گیج زمان در شب عمر
می زند پی در پی زنگ.
زهر این فکر که این دم گذر است
می شود نقش به دیوار رگ هستی من...
لحظه ها می گذرد
آنچه بگذشت ، نمی آید باز
قصه ای هست که هرگز دیگر
نتواند شد آغاز...

سهراب سپهری

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم مرداد ۱۳۹۴ساعت 1:37  توسط امیر مدانی  | 

زمانی که تعطیلات عید فطر در اهرینه رو به پایان بود و کم کم همه آماده برگشتن به تهران بودیم

ناگهان رحمت الهی به شکل وحشتناکی نازل شد و متاسفانه باعث خسارات فراوانی شد.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم مرداد ۱۳۹۴ساعت 1:34  توسط امیر مدانی  | 

همانطور که میدانید رییس شورای محلمان بنز سوار است و با توجه به تجربه بنز سواری اش

تمام کارهای محل را با سرعت بنز دارد انجام میدهد . زحمات حاج حسن خزاعی و محمد

اسفندیاری نیز از چشم دور نیست . لکن دیگر همه میدانند این حجم کار مخصوصا در بحث آب

آشامیدنی فقط مدیون تلاش های بی وقفه حاج عزت الله شعبانی است و بس. امیدواریم این

سرعت روز به روز بیشتر و بیشتر گردد. به امید آبادانی محلمان.

 

انتقال لوله های آّب

 

 

 

 یک اطلاعیه خوب برای توجه دادن به مسافران برای وارد نشدن به باغات مردم . در اهرینه از این بنرها فقط دو عدد نصب شده بود که خیلی کم بود .

 

جلسه پاسخگویی به سوالات مردم اهرینه

 

 

 

شروع نصب میله های تور والیبال در زمین ورزش

 

 

ریزش کوه در جاده هراز و حضور رییس شورا در محل حادثه

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم مرداد ۱۳۹۴ساعت 1:24  توسط امیر مدانی  | 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم مرداد ۱۳۹۴ساعت 23:48  توسط امیر مدانی  | 

 

 

شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان که شب قدر هم هست مصادف است با سالگرد شهادت

سردار حشمت الله طاهری . مراسم سالگرد شهادت این بزرگوار امسال در حسینیه اهرینه با

حضور همه اهالی و سرداران سپاه و بخشدار لاریجان و حجت الاسلام شجاعی رییس اداره

اوقاف لاریجان و همچنین دکتر منصوری لاریجانی با شکوه هر چه تمام تر برگزار گردید.. در این

مراسم جناب آقای دکتر منصوری لاریجانی به ایراد سخنرانی پرداختند و بعد از مراسم سالگرد

شهید هم مراسم مداحی و سینه زنی در حسینیه انجام شد . مراسم قرآن به سر کردن شب

قدر رو هم جناب منصوری زحمت کشیدند و در نهایت مراسم با خواندن دعای جوشن کبیر به

پایان رسید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم مرداد ۱۳۹۴ساعت 23:43  توسط امیر مدانی  | 

با ورود شواری جدید به محل بازار برگزاری جلسه حسابی داغ شده . البته به نظر حقیر با توجه

به گذشته برگزاری این جلسات خیلی هم خوبه به شرطی که خروجی مطلوبی از این جلسات

داشته باشیم. در واپسین روزهای ماه مبارک رمضان هم در اهرینه جلسه ایی برگزار شد که

همانطور که همه اهرینه ایی ها میدانند موضوعاتی مثل جاده داخل اهرینه از تکیه به پایین و

زمین ورزش و آب و عوارض مطرح شد . فردای روز جلسه هم همه به محل احداث زمین ورزش

آمدند و درباره زمین ورزش به بحث و گفتگو پرداختند.

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم مرداد ۱۳۹۴ساعت 22:39  توسط امیر مدانی  | 

امضا زدی یا نزدی " کرمت " حکم میکند

                                           من با " خیال" دیدن ضریح تو عشق میکنم

 

حتما بسیاری از شما عزیزان این ضریح زیبا رو در حسینیه شهدای گزانه در تهران دیدید. ضریحی

که ساخته خود بچه های گزانه و هیئت عاشقان حسین هست.چند سالی بود که دیگه به عنوان

دکور در مراسمات در تهران استفاده نمیشد . تا اینکه با هماهنگی هایی که آقای حسین احمدی

با دیگر دوستان انجام دادند این ضریح به حسینیه اهرینه انتقال داده شد و همونطور که میبینید

علاوه بر معنویت بسیار زیاد باعث شد که تغییری در محل منبر و تریبون حسینیه که از روز ازل

تکان نخورده بودند بوجود بیاید که تنوع بسیار به جا و به موقعی بود.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم مرداد ۱۳۹۴ساعت 22:30  توسط امیر مدانی  | 

امسال نیمه شعبان چهارشنبه سیزدهم خرداد بود . سه روز تعطیلی باعث شد که مراسم خوبی

بتوانیم در اهرینه برگزار کنیم. مهمان های گرانقدری هم داشتیم که قدم بر چشمان ما گذاشتند و

ما را به فیض رساندند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم مرداد ۱۳۹۴ساعت 22:0  توسط امیر مدانی  | 

سلام به همه هم محلی های عزیزم در اهرینه

عذر تقصیر به خاطر فعالیت نداشتن در این یکی دو ماه که البته همه این نبودن بدلیل کم کاری از

سوی حقیر نبوده چرا که همونطور که میدونید یا شایدم ندونید مجموعه بلگفا مدت زیادی بدلیل 

نقص به دارندگان وبلاگ سرویس ارایه نمیداد و عملا دستان ما کوتاه و خرما بر نخیل بود. در کنار 

این مورد یک مورد دیگه یعنی به خانه بخت رفتن حقیر و مشغله بسیار برای برگزاری مراسم

عروسی هم دخیل بوده است.

 به حمدالله دوباره فرصت به دست آمد تا درباره محل بیشتر مطلب بگزارم.

امیدوارم دوستانی که به این وبلاگ سر میزنند حتما نظرشونو درباره مطالب عنوان کنند.

تاکید میکنم حتما همه عزیزان نظرشونو بیان کنند تا بنده حقیر از آرا و نظرات هم محلی های

عزیزم در ادامه کار استفاده کنم.

اما بعد نکته خیلی مهم : از همه عزیزانی که فکر میکنن میتونن به من در ادامه

این مسیر کمک کنند دعوت به همکاری در تمام زمینه ها میکنم.

یا حق

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم مرداد ۱۳۹۴ساعت 1:22  توسط امیر مدانی  | 

ديگر اوضاع عوض شده . حالا تابستان با زمستان برايمان فرقي نميكند.شبيه هم شده اند

برايمان .فقط وفقط خوب كه دقت كني مي بيني روزهاي عاشورا و تاسوعا برايمان باقي

مانده كه كمي دست نخورده.ديگر ماشين هايمان مجهز به انواع سيستمهاي سرمايشي

و گرمايشي و ترمزهاي پيشرفته است و هر زماني كه اراده كنيم با خانواده به اهرينه

مي رويم. اوضاع عوض شده. حالا ديگر نوجوانان اهرينه نمي دانند لشه اهرينه كجاست.

پايين لش اهرينه كجاست. ديگر كسي از ما نمي پرسد :(( كوچ بموني ؟))

حالا تكيه پيش اهرينه برايمان يك خاطره دور شده است كه هر وقت به آنجا مي روم

چيزهايي را به يادم مي آورد .حالا همه چيز دور و دست نيافتني به نظر ميرسد.

آن روزها همه چيز نزديك بود و  همه به هم نزديكتر بودند.

در روزهايي كه اين حسينيه زيباي بزرگ نبود و محوطه تكيه پيش آنقدر خاكي بود كه همه

خاكي بودند. نوجواني من و جواني خيلي ها براي هميشه در آن محوطه خاكي تكيه پيش

و لشه اهرينه  جا مانده است.

بعدازظهرهاي پنج شنبه اي كه ما در تكيه پيش منتظر آمدن پدرها بوديم كه از تهران مي آمدند.

لشه اهرينه بود و روزهاي جمعه و واليبال پدرهايمان و ما كه گوشه زمين نشسته بوديم

و بازي قهرمان هاي زندگيمان را مي ديديم.

وقتي كه باباها ميرفتند فرياد اقوز كا بود كه به آسمان ميرفت و به دنبالش  غار . غارجلو .

پيش و پيش دنبال .

روزهاي تريگ كردن پاسن اقوز در جوي آب لشه و سياه شدن كف دستهايمان.

روزهاي فوتبال هاي كه تمام نمي شد تا ظهر زمان نهار برسد و از زور گرسنگي به خانه برويم.

روزهاي رفتن به اسپه و چاي دودي و لميدن در زير درختان اسپه و روزهاي بسيار ديگر.

خاطرات وقتي كه دور شوند و دست نيافتني  تبديل به چيز غريب و نفس گيري ميشوند

به الماس ميمانند : كمياب و گرانقيمت.


+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی ۱۳۹۲ساعت 11:36  توسط امیر مدانی  |